محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

455

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

در طرفى از اطراف ربع مسكون كسى از اهل تواريخ و سير از اين نوع سرمايى خبر نداده و از امتزاج سفليات و قرانات علويات به اين شدت و برودت هوايى اتفاق نيفتاده . گوئيا از تغييرات اوضاع فلكى ، جرم شمس بماهيت قمر تبديل يافته و عنصر نار ، بكرهء زمهرير مستحيل گرديده خون در نبض ذى حيات مانند شاخ مرجان فسرده و مرّة صفرا و مادهء بلغم در طبايع منجمد گشته ، جواهرى طبيعت آن را در سلك كهربا و بلور شمرد . كار سرما بجايى رسيد و استيلاى برودت هوا بسرحدى كشيد كه عموم خلايق بواسطهء كمال ميل و توجّه به آتش ، نزديك به آن شد كه احياى ملّت مجوس كرده رسم مذموم آتش پرستى و آيين مطعون زردشتى در جهان شايع گردد ؛ اما آتش هم از خوف سرما در جوف سنگ و آهن جاى گرفته بود و به هيچ وجه روى گرمى بطالبان و آرزومندان نمىنمود . از حدت برد و شدت هواى سرد ، آب چشمه‌ها و رودها مانند مرمر بسته ، معمار شتا و كارفرماى طبيعت سرما از مرمر يخ و آهك برف مجارى مياه قنوات و عيون را مسدود ساخت هركرا به آب احتياج بود برف و يخ در ديگ كرده از آتش دل و حرارت جگر ميگداخت . از بعضى عزيزان صادق القول استماع افتاد كه در بعضى مرز و بوم جميع اشجار و كروم حتى درخت سرو و زيتون خشك گرديد و تمامى حيوانات برّى هلاك گشته اكثر وحوش بمعموره گريختند و اصناف طيور مانند برگ خزان از درختان فرو ريختند . از « 1 » افراط دم سردى ز مهرير * شد افسرده كانون چرخ اثير شد از برد ظاهر يكى دستبرد * كه گيرايى از پنجهء دست برد برآوردى از جيب اگر دست كس * بجيبش نبودى دگر دست رس و گر دست خود ساختى بر علم * شدى خشگ همچون مه سر علم برون كردى ار عيسى از جيب دست * تو گفتى مگر پنجهء مريم است

--> ( 1 ) - م : ز افراط .